شاخصهای علمسنجی
دستهبندی شاخصهای علمسنجی
شاخصهای علمسنجی به شکلهای مختلف دسته بندی شدند، یکی از این دسته بندیها توسط فرانچست در سال 2009 میلادی ارایه شد. وی معیارهای علمسنجی مورد استفاده برای بررسی عملکرد علمی پژوهشگران و مؤسسات را به شرح زیر طبقه بندی کرد:
معیارهای بهره وری (Productivity Metrics): که بهره وری پژوهشگر و/یا گروه پژوهشی را اندازه گیری می کند، شامل تعداد مقالات، تعداد مقاله نسبت به سابقه پژوهشی، نسبت تعداد مقاله به تعداد پژوهشگر، تعداد انتشارات درمجلات برتر و سایر شاخص هایی که در این دسته قرار میگیرند.
معیارهای تأثیر (Impact Metrics): این معیارها کیفیت (عملکرد) مجلات، پژوهشگران یا گروه پژوهشی را می سنجد، شامل تعداد استنادات، نسبت تعداد استنادات به تعداد سال هایی که از انتشار مقاله می گذرد، نسبت تعداد استنادات به تعداد مقالات میباشد.
معیارهای ترکیبی (Hybrid Metrics): هدف این شاخصها خلاصه کردن هر دو معیار بهره وری و تأثیر در یک عدد است که می توان به نسبت استنادات به مقالات h index h، m quotient، g index و شاخص hفردی (Individual H-Index) اشاره کرد.
شاخصهای پرکاربرد در حیطه علمسنجی
1. تعداد مقالات (Np) و تعداد استنادات (Nc,tot): انتشار مقالات در مجلات علمی، ویژگی اصلی کار علمی محسوب میشود و شمارش این انتشارات، برای تعیین حجم بروندادهای پژوهشی، شاخص بسیار مفیدی است. این شاخص بهره وری (Productivity) پژوهشگر یا گروههای پژوهشی را می سنجد و به طور گسترده در ارزشیابی ها استفاده می شود، اما شمار مقالات در مورد کیفیت بروندادها اطلاعاتی نمی دهد، و اهمیت یا تأثیر مقالات را مورد سنجش قرار نمی دهد.
در حالی که شمارش تعداد انتشارات، برون داد را اندازه گیری می کند، شمارش استنادات یک گام فراتر رفته و برای سنجش تأثیر مقالات، مجلات، پژوهشگران در مجامع علمی استفاده می شود، تعداد بیشتر استنادها، نشانگر برجسته تر بودن مقاله است، اما از آنجا که ممکن است تعدادی از مقالات، استنادات بیشتری دریافت کنند، منجر به بزرگ شدن تعداد کل استنادات می شوند، ضمن اینکه یافتن تعداد کل استنادات دشوار است.
2. نسبت استنادات به مقالات (نسبت Nc,tot به Np ): این شاخص امکان مقایسه سازمان ها و پژوهشگران با سوابق پژوهشی مختلف را فراهم میکند، اما از آنجایی که یافتن کل استنادات دشوار است، محاسبه این شاخص نیز دشوار میشود. ضمن این که سبب تعدیل بهره وری پایین و بالا می شود.
3. ضریب تأثیر (Impact Factor): این شاخص نخستین بار به وسیله دکتر یوجین گارفیلد در دهه 1960 میلادی به مؤسسه اطلاعات علمی (ISI) آمریکا ارایه شد. شاخصی کمی است که برای ارزیابی، مقایسه بین المللی، به کار گرفته می شود. این شاخص نشان دهنده فراوانی استنادهایی است که در طول یک دوره زمانی مشخص به مقالات چاپ شده در یک نشریه داده می شود، که از تقسیم تعداد استنادات در سال جاری بر مقالات مننتشر شده در همان مجله در طی سال اخیر، محاسبه می شود. ضریب تأثیر منعکس کننده وضعیت مجلات است، فرض این نکته که تمامی مقالات موجود در یک مجله از کیفیت مشابهی برخوردار هستند؛ بسیار اشتباه است.
ضمن اینکه خود استنادی از سوی نویسندگان مقالهها و سردبیران مجله، بر افزایش ضریب تأثیر مجله مؤثر است.
4- h-index: این شاخص برای ارزیابی کیفیت و نفوذ تولیدهای علمی یک محقق ایجاد شده است. از زمانی که این شاخص معرفی شد، مورد توجه ویژه ای قرار گرفته است. عدد h از ترکیب دادههای انتشارات و استنادات ایجاد شد و این گونه تعریف میشود: «در صورتی شاخص دانشمندی h است که h تا از NP مقالهاش حداقل h استاند داشته باشد و بقیه مقالات (h- Np) هر یک ≤ h استناد داشته باشند».
این شاخص، مزیت های فراوانی از جمله ترکیبی بودن، سادگی محاسبه، دریافت سریع معنی آن را دارد. هیرش می گوید که دو فردی که h index مشابه دارند، حتی اگر کل تعداد استنادات و کل تعداد مقالات آنها متفاوت باشد، تأثیر علمی کلی آنها مشابه است. برای هر فرد، انتظار می رود که عدد h، به طور خطی افزایش یابد. محاسبه این شاخص برای سازمانهای پژوهشی نیز پیشنهاد شده است.
از معایب h index می توان به حساس نبودن آن نسبت به مقالاتی که مورد استناد قرار نگرفته اند یا تعداد استنادات آنها کم است، همچنین زمانی که یک یا چندین مقاله پر استناد می باشد، اشاره نمود. حتی اگر تعداد استنادهای مقاله ای 3-2 برابر یا حتی بیشتر شود، متعاقب آن h-index تحت تأثیر قرار نمی گیرد. در واقع h-index از استنادهای بیشتر از h چشمپوشی میکند.
از دیگر ضعف های آن میتوان به از دست دادن اطلاعات و دقت پایین آن اشاره نمود که اولی مربوط به این است که علاوه بر h2 استناد برای مقالات در هسته h (h-core)، استنادهای اضافی در نظر گرفته نمی شوند. از این رو معمول است که گروهی از پژوهشگران امتیاز h مشابه داشته باشند، ضمن اینکه این شاخص به طور کامل وابسته به کل تعداد مقالات (Np) نیست، چون میتواند به وسیله کل تعداد استنادات و مقالات پراستناد، تقویت شود. ضمن اینکه مقادیر h-index نسبت به حیطهی پژوهشی بسیار حساس است.
5. g-index: در سال 2006 میلادی، اگه (Egghe)، g index را برای بهبود شاخص h هیرش، برای سنجش استنادهای مجموعه ای از مقالات معرفی کرد و این گونه تعریف نمود «شاخص g یک محقق عبارت است از g تعداد از مقالات وی که مجموع استنادات به مقالات کوچکتر مساوی g، تقریباً مساوی g2 باشد». G-index مانند h-index، تنها مقالات با حداقل کیفیت را می شمرد. g-index بالاتر به معنای مقالات بهتر است. برخلاف h-index، g-index با افزایش تعداد استنادات بیش از حد آستانه، افزایش مییابد.
چگونگی محاسبه شاخص g بدین صورت است که ابتدا تمام مقالات را با توجه به تعداد استنادات نزولی مرتب کرده و سپس استنادات را با هم جمع کرده تا جایی کع مقاله gام، g2 استناد داشته داشته باشد. در این شاخص بر خلاف شاخص h، به مقالاتی که بیشتر مورد استناد قرار میگیرند وزن بیشتری داده میشود.
شاخص g، مانند شاخص h، شاخص سادهای است، که از دو جزء مقالات و استنادات تشکیل شده است. g-index نه تنها مقالات بالاتر از آستانه کیفیت را مورد شمارش قرار می دهد، بلکه به مقالات با کیفیتتر وزن بیشتری میدهد. ضعف اصلی این شاخص این است که میتواند تحت تأثیر مقالات بسیار موفق و پر استناد قرار گیرد.
